
راه براي عبور نيست
وقتي ميخواهم آسوده خيال با خانواده ام براي خريدورفع كسالت به بازاربروم لاجرم پايم در باتلاق پرازدستفروشان گيركرده و بسختي راه براي رفتن پيدا ميكنم .
دستفروشهايكه خيليهاشان مغازه هم دارن علاوه بردستفروشي ادبيات هم درس ميدهند،چنان شوخيهاي ميكنن كه بيننده ازخود شرم ميكند يا چنان فهش هاي ميگويند كه اصلاًادم نشنيده شلوغي سد معبر توليد آشغال برهم زدن نظم عمومي وفروش كالاي تقلبي كه جنس زيروروي انها يكي نيست .
هروقت هم اعتراض كني با گردن كلفتاي طرف ميشوي كه مخاطب تونيست.
ضروري ميشود پاي مسولين مديريت شهري به ميان بيايدوباآنهاهم برخوردبدي دارند.وقتي حرف حقي به آنها ميگويي درجواب ميگويند كسي نميتواند بساط مرا برهم زند يابردارد نميدانم برادرمن تودادگستريست ان يكي ميگويد برادرم وفاميلم تو نيروي انتظاميست وديگري ميگويدفلان مامورشهرداري فاميل من است پس با اين اوصاف كسي نميتواندوزورش نميرسدبه من بگويددستفروشي نكن.
دستفروش عزيز فرزندان ونواميس مردم اجنبي نيستن كه كه اينگونه مورد عنايت چشمان ناپاكت ميكني همان خواهر من وتوست.عده اي بي سروپاهم از شلوغي بازاروهمهمه دستفروشان استفاده ميكنند وفرست را براي اعمال پليدشانزمغتنم ميشمارندوشروع به سوء استفاده ازنواميس ديگران مينمايند.براي ديدن چنين صحنه هاي يكبار به راسته بازاربرووازنزديك متن اين خبررادرك كن انگارواردجنگل شده اي .
وبازهم ساماندهي اين مهم مي افتد به دست شهرداري محترم منطقه ٨كه درشهريكه شهرت داردبه شهراولينها چنين تصاويري مشاهده نشود لااقل چهره شهرمان را براي توريستهاي خارج ازكشوربدنشان ندهيم.
پايان خبر